یکشنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۹۱

پویان بیگلر و کنسرت خاک غریب

همیشه شنیدن آثار کسانیکه سعی می کنند تقلید استادی را (آنهم زنده) در کارنامه ی خود داشته باشند برایم سخت بوده، چه برسد به اینکه در کنسرتی به صورت زنده شاهد آن باشم.
برای کنسرت خاک غریب وحید تاج به تالار وحدت دعوت شده بودم. اما یک ساعت اول آنچنان حالم را گرفت که هر لحظه آرزو میکردم زودتر تمام شود چراکه به قول حافظ "صحبت ناجنس عذابیست الیم".
به هر روی قسمت اول با تمام سختیهایش تمام شد تا در قسمت دوم با خوانندگی خوب وحید تاج تنفسی بکنیم و انرژی از دست رفته را بازگردانیم.
اما نمی شود از بخش اول که تمام ذوق و انرژی ام را کور کرده بود نگذرم ، به قول دوستی تمام شاگردان لطفی، نیمچه لطفی هستند چه در ظاهر چه در ادعا و چه در عمل! راست می گفت ظاهر پویان بیگلرهم که اینطور بود و تار زدنش هم کپی ضعیفی از استادش ،محمدرضا لطفی.
نمیدانم از کی و چه وقت اجرای کنسرت بداهه نوازی آنهم در کنسرتی که قرار است اجرای یک آلبوم باشد رواج یافته اما هرچه هست به مذاقم جور در نمی آید نه اینکه شنونده ی حرفه ای موسیقی اصیل نباشم نه خیر، بلکه از اینکه هر کسی کار ضعیف نوازندگی خود را بداهه نوازی نامگذاری می کند خسته ام می کند!
بداهه نوازی شبیه دریافت قلبی است ربطی به تکنیک و هنرنمایی های آنچنانی نوازنده ندارد بلکه حس نوازنده است که اتفاقا به شنونده هم همان منتقل می شود و بدا به حال کسیکه به زور خود را نشانده تا سازی بنوازد و خسته و بی رمق و خالی از احساس کاری را بکند که نه تنها شنونده را به وجد نیاورد و ای بسا او را از انرژی خالی کند! این همان اتفاقی بود که این روزها زیاد شاهد آنیم و در کنسرت پویان بیگلر به جای اینکه برای ربع ساعت تکنوازی کند و سپس کنسرت را شروع کند یک ساعت را به خود اختصاص داد و خستگی اجباری را به همگان انتقال داد. تازه همین جا کار او پایان نیافته بود در قطعاتی همکه اجرا شد اغلب شروع ها با تار خودش بود و ایکاش حالا که او برنامه ویژه تکنوازی داشت این قسمتها را بین سایر سازها تقسیم می کرد تا رنگ آمیزی صدایی بهتری به گوش مخاطبی که یک ساعت تار شنیده برسد!

شنبه، تیر ۳۱، ۱۳۹۱

درستایش موسیقی کلاسیک با اجرای موسیقی سنتی

کاخ گلستان تعدادی از نتهای سلطنتی (مظفرالدین شاهی ) را که سابق جزو مجموعه ی کاخ به حساب می آمد را رونمایی کرد! باور کنید این مراسم رونمایی نام داشت و حتی در مراسم، قسمت ویژه ای را به آن اختصاص داده بودند. همان نتهایی که برای اولین بار در کشور فرانسه برای شاه ایران نوشته می شود وبه صورت صفحه به شاه ایران اهدا می شود. حتی روی صفحه عکس و اسم مظفرالدین شاه هست. اما خب قبلا در حکومت پهلوی این اسناد موسیقی ملی توسط خانم آتابای کارمند کاخ گلستان محافظت شده و به مهر کاخ هم رسیده اما نمی دانم چه اتفاقی در مدیریت کاخ گلستان پیش امده که برای رونمایی از این آثار عجله داشتند و حتی برای اینکه در مراسم سالار عقیلی آواز بخواند رقمی چند میلیونی هزینه کرده اند! جالب اینجا بود که این مراسم به موسیقی کلاسیک دوران قاجار اختصاص داشت اما جز چند دقیقه اجرای ضعیف یکی از نتهای مظفرالدین شاهی باقی مراسم با موسیقی سنتی همراه بود!

جمعه، تیر ۳۰، ۱۳۹۱

ویژه نامه ی مراسم چهلم استاد کسایی

آخ که درد چقدر شدید است. درد هدر رفتن زحمات !
هفعته های گذشته مشغول جمع آوری مطلب و یا پیاده سازی صحبتهای اساتید در خصوص استاد کسایی بودم تا در ویژه نامه ای آنها را کار کنم.اما جاییکه قرار بود ویژه نامه را کار کند از این تصمیم منصرف شد وبرای اینکه مطالب اساتید به بایگانی سپرده نشود تصمیم گرفتم آنها را به ویژه نامه ی چهلم  استاد کسایی بسپارم. اما روز چهارشنبه 18 تیرماه وقتی ویژه نامه را دیدم  بیشتر ناراحت شدم تا خوشحال!

سه‌شنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۱

مجید انتظامی یک موزیسین حکومتی

باید کمی می گذشت تا در لابلای جستجوهای اینترنتی دیده نشوم! بله از اتفاقی می خواهم بنویسم که کمتر حرفی زده شد و حتی خیلی ها از واهمه ای که داشتند موضوع را ندیده گرفتند اما مگر می شود کنسرتی با این همه هزینه برگزار شود و خبری نباشد ؟
واقعیتش نمی شد. فردای کنسرت با روزنامه تماس گرفتند که حتما در روزنامه خوب منعکسش کنید. اما چه را خوب منعکس کنیم؟ مگر بنده باید چشمانم را به هر اشکال و ایرادی که به کارکنسرت وارد بود ببندم و مثل افراد نشسته در وی آی پی هی بگویم به به!

ماجرا از این قرار بود که سمفونی کارون با حضور مقامات دولتی-حکومتی به اجرا درآمد. و پشت درها برای مرگ کارون تجمع برپا بود! کارونی که یک زمانی پرآب ترین رود ایران بود و در آن می شد کشتیرانی کرد امروز به علت سدسازهای نادرست خشک شده ! حالا شرکت سازنده ی سدها بر روی کارون که موجب مرگ آن شده  سمفونی ساخته و دم از حیات می زند! کارونی که دیگر زنده نیست تا زندگی و نشاط به منطقه بدهد! حتی خاک حاصلخیز کارون مدتهاست که به خارج از ایران قاچاق می شود آنوقت سمفونی کارون جز دهن دره ای به هوادارن ایران زمین و محیط زیست چه می تواند باشد؟

مجید انتظامی که همواره مورد توجه نگاه دولتی بوده در این مراسم رهبری ارکستر را بر عهده داشت و اگز از من می پرسید این سمفونی که در چهار موومان اجرا شد چیزی بیشتر از ملغمه ای از آثار آشنای او در موسیقی فیلمهایی چون بوی پیراهن یوسف و از کرخه تا راین نیست!  بعد از پایان کنسرت امکان مصاحبه با ایشان نبود چراکه به لحاظ امنیتی پشت صحنه محاصره شده بود و خبرنگاری را به درون راه نمی دادند جز دوربین صدا و سیما!
فردا برنامه هم با روزنامه تماس گرفتندکه از برنامه خوب بنویسید! برای همین چیزی ننوشتم از این همه شعبده بازیهای مورد پسند مدیران دولتی!

جمعه، تیر ۱۶، ۱۳۹۱

شورانگیزی که ما را از شور می اندازد

کاش علیزاده تنها تار می نواخت!
این جمله ای بود که بعد از پایان کنسرت بداهه نوازی استاد حسین علیزاده با خود می گفتم.
شورانگیز سازی که هم تار است هم دوتار و هم سه تار. اما هر چه هست شوری در من نمی انگیزد! صدایش به لحاظ داشتن کاسه تنبوری و کوچک چون سه تار ریز است و زنگ آن همچون دوتار! شش تار هم چون ساز تار دارد!
کاش در کنسرت استاد  بیشترتار می نواخت!